رستم پیمان

این طرف؛ نان قهرمان هر قصه است

آن طرف؛ قصه از زر و زور و پیسه است

 

این طرف؛ اشکها رنگی کند خانه را

آن طرف؛ عکسها عکاسی کند کوچه را

 

این طرف؛ یا فقیر و یا تیم و بیوه است

آن طرف؛ هم قاتل و هم خائین و بد شیوه است

 

این طرف؛ زندگی فقط زنده ماندن است

آن طرف؛ گاه در کابل و گاه در لندن است