بهشت صلح یا..........؟
بهشت صلح یا..........؟

نسیم شیرزاد
دانشجوی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل
بيست و يکم سپتامبر، از طرف سازمان ملل متحد به روز جهاني صلح مسمي گرديده است صلحي كه هم اكنون نه تنها در صحنه هاي عمل بلکه در تمام سطوح؛ حتا در اذهان ما نيزمغلوب جنگ است،صلحی که نه تنها درآرزوی آن انسانهای عصر ما ونسل ما در تحت پوشش طاقت فرسای جنگ در انتظارآن به شمار افتاده اند،هم چنان انسانهای قبل از عصرما به انتظار طلوع آن روزاز حیات باز ماندند وبا سکوت دایمی به سوی دنیای عاری از صلح و جنگ(عالم دیگر) پیوستند.
دنياي تبداركنوني وبه خصوص سرزمين سوخته ما (افغانستان) در حسرت قطره از زلال صلح مي سوزد، قطره كه بتواند، خواسته ها،تفكرات وتمایلات ستيزه جويانه انسانهاي خونريز را از دل و دماغ ما شستشو نمايد. با آنکه"صلح" كلمه مقدس است ،اما قداست آن را شاید تنها كساني درك نمایند كه قباحت و خباثت خونريزي و خشونت وتمایلات جنگی براي شان قابل درك باشد چون صلح پذیری و جنگ جویی هردو محصول نگرش واندیشه افراد است بناً نخستین گام دراین مسیراصلاح نگرشها برای رسیدن به صلح است در این راستا باور واعتقاد به کرامت انسانی و ارزشهای انسانی زیر بنای هر نوع تغییر مثبت نگرشها است با اعتقاد به کرامت همه انسانها از هر رنگ و نژاد و مذهب و صنف و قوم می توان احترام به همدیگر را تقویت کرد. با تأسف مشكل فعلی کشورما( افغانستان)هم اين است كه انسانهاي بسياري درین سرزمین قداست و اهمیت كلمه صلح را درك نمي توانند درنتیجه به جاي "صلح" خشونت وخونريزي تقديس مي شود و به انتحاری ها رنگ مذهبي داده مي شود و انتحارگر را آدرس بهشت ميدهند، ولی ازچاه چنين برداشت نا صوابي سيراب مي گردد.ما میدانیم هنوزهم جمع کثيري ازمردم در ذهن خود با صلح جنگ دارند، جنگ در ذ َره ذ َره ذهن و ضمير شان جايگاه صلح را اشغال نموده. اينگونه است که با صلح دشمني وعداوت مي کنند و راهي جزجنگ انتخاب نمی نمايند.
با آنکه واقعيت نشانگر اين موضوع است که تشنگان ورهروان صلح در كشور از نظر تعداد، به مراتب بیشتر از دشمنان آن است؛ اما با تأسف این رهروان اسير دست تشنگان جنگ و پیروان خونريزي و خشونت شده اند. بنا براين نخستين نياز ما وکشورما اين است كه کلمه صلح را در ذهن خود وهرفرد این کشوردرجايگاه جنگ بنشانيم؛ زيرا صلح بدون راه یافتن در اذهانِ هرفرد قبل از رخ نماياندنش،جایگاهی نخواهد داشت . 21 سپتمبر روزجهاني صلح نيز فلسفه اي جز اين ندارد؛ زيرا صلح نه يک پديده ونه یک چیزی ساخته شده بلکه يک فرايندی است که تا این مرحله رسیده است و تحقق هر فرايند از جمله فرايند صلح را نمي توان در يکروزوشب انتظاردشت، پس 21 سپتمبر چیزی جز جنبه سمبوليك ندارد و روزی است که رسیدن به آن شاید تنها یک امید باشد. درین روزتنها آنچه مقدور خواهد بود، صيقل دادن اذهان نه بیشتر از آن، دراين روز سعي كنيم نوع نگرش ودید خود رانسبت به جهان ونوع بشر انساني بسازيم و لحظه ای در جهان عاری از خون ريزي ، خشونت وتمایل جنگی در فضاي مملو از صلح و صميميت زندگی کنیم.
اگرجهان کنونی را در نظر بگریم خواهیم دانست که چی سرنوشت غمباری راجنگ درین عالم در تاریخ سیاه آن نسبت به نوع بشر تحمیل کرده و درحافظه تاریخ به جاه گذاشته است تاریخ خاطره هاي تلخ و تکاندهنده اي جنگ های اول و دوم جهانی،فاجعه عظيم هيروشيما وناگازاکي جنايات انسانها برعليه انسان در بوسني وهرزيگوين،نسل کشي در رواندا تا جنایات رژیم صهیونیستی در سرزمین فلسطین و حمله به عراق توسط امریکا رابه ياد دارد.
اما اگرنگاه خویش را ازدایره جهان به سرزمین خود(افغانستان) تقلیل دهیم به تاریخ تراژیک وخون بارآن نظر گذراداشته باشیم می بینیم که چی سرنوشت مملوازغم و اندوه را با چشمان خود دیدیم و یا از کسانی قبل از خود شنیدیم وهم اکنون نیز می بینیم، ازعبدالرحمن خان وکسانی قبل از آن تا کشتارهای دسته جمعی بواسطه طالبان و قبل از آنها تا بمب باران امریکایان ستم آفريني جنگ را تا عمق جان و وجدان ما فرو مي لغزاند و مو براندام ما راست مي سازد. آنانیکه فرمان انتحار صادر می کنند و یا انفجار را دستور می دهد جز ترس و وحشت ،هیچ چیزی دیگر نصیب مردم ما نمی سازند عارضه تلخ آن فقر، نا امنی،بیکاری و گرانی و انواع بد بختی های دیگر خواهد بود نه چیزی خوبتر از آن چون این جنگ ها نه ریشه در منافع افغانها بلکه این اجنبی ها اند که از خون ما افغانها نفع می برند.
تداوم سه ده جنگ در کشور( افغانستان) پیامدهای وحشتناک و ویرانگری برای ما به جا گزاشت صدها هزار انسان کشته شد، میلیونها تن دیگر طعم تلخ آوارگی و در بدری را در نتیجه خشونتها و جنگهای خانمانسوز با پوست و گوشت و استخوان خویش احساس کردند و نیز صدها هزار انسان دیگر دچار معلولیت گشتند.
به هر صورت از روز جهاني صلح که همه ساله در اکثريت کشورهاي جهان تجليل مي گردد بياييد ما هم به پاس احترام و تجليل از روز جهاني صلح دست از جنگ برداریم تا مردم ما در سراسر کشور زندگی بدون جنگ را سپري نمايند و از همين امروز، صلح را حداقل در اذهان خويش، به جاي جنگ بنشانيم. بياييد از همين امروز با خود عهد کنيم که بعد از اين نه در جهنم جنگ افروزي زندگي خود و هموطنان خود را بسوزانيم و نه در برزخ بي تفاوتي، رنج جنگ بکشيم؛ بلکه با استفاده از فرصتي که فراخوان جهاني صلح به ما فراهم مي کند و نيز با استفاده از عقل و عواطف انساني خويش، از نعمت هاي بهشت دنيايي صلح لذت ببريم چون بجزخود ما( افغانها)هیچ نهاد و هیچ شخص خارجی، نمی تواند صلح را درکشور تامین نماید، تنها ما می دانیم که چگونه صلح را در این کشور تامین کنیم، هیچ نهادخارجی، هیچ کارشناس خارجی و هیچ سیاستمدار خارجی نمی تواند در این کشور صلح بیاوردمگرخود ما(افغانها)، پس برای صلح پایدار درکشوروجهانی برخواسته از جنگ قدرت ها و عقاید قومی و مذهبی سخت بدان کوشا و امید وار باشیم وبه هیچ صورت از آن عقب نه نشست.
بیایید ما نیز به عنوان هوادارانی از حقوق بشراسلامی نه غربی ، محیط زیست وصلح جهانی در افغانستان این روز را گرامی بیداریم وآرزو داشته باشیم تا صلح در تمامی جهان وبه خصوص کشورخود ما(افغانستان) حاکم باشد چون روز جهانی صلح دعوتیست برای عودت به اصل جوهر انسانی که همانا خداوند بزرگ با دمیدن روح خودش درکالبد بنی آدم، آن را کرامت، عزت و شرافت بخشید (ولقد کرمنا بنی آدم) محتوای ارزشی خلقت انسان بوده که با منطق صلح و آشتی سازگاری داشته و درست در نقطه مقابل جنگ و خشونت قرار دارد. بیایید همه باهم بیاموزیم که همه انسانها از هر قوم ،نژاد، مذهب و زبان برابر آفریده شده و در پیشگاه خداوند مساوی هستند ومی توانند به صورت مسالمت آمیزباهم زندگی کنند. با اعتقاد به برابری و برادری، احترام به اعتقادات و سنتهای پسندیده و به زبان و فرهنگ همدیگر، احترام به زنان و دختران، احترام به افرادی معلول، احترام به محیط زیست، احترام به خانواده و احترام به تمام ارزشهای انسانی برای ترویج و تحکیم صلح پایدار مبتنی برعدالت تلاش ورزیم زیراعلی رغم اینکه صلح برای ما رویایی به نظر می رسد، اما ضرورتیست که باید برای تبدیل آن به واقعیت همه باهم درست بیاندیشیم و صادقانه اقدام کنیم.بیایید همه دررويای روزی باشیم که ديگر نگران امنيت فامیل وهم وطن خود نباشیم. بیایید دست بیگانگان را ازامور کشورخود کوتا ساخته و نگزاریم زیرعناوین گوناگون در کشور ما مداخله داشته باشند وصلح نسبی را که درکشورحاکم است یک باردیگربه چالش بیکشانند.باید حقوق فردی تک تک مردم حفظ شود و به آن احترام گذاشته شود، خون هیچ جانداری بی گناه ریخته نشود و به عقاید شخصی یکدیگراحترام بگذاریم و آن را قبول کنیم وازعقیده خود بصورت سالم و مفید آن به سود خود و کشور خود استفاده کنیم وهم قبول کنیم عقیده ای غیر از آنچه ما داریم نیز وجود دارد، عقیده ای را کامل تر از عقاید دیگروانکار نشدنی تلقی نکنیم و آن را بت نگویم و ابزاری برای حکومت و زورگویی قرار ندهیم مگر از راه گفتگو ودعوت به سوی خیر، صلح را دوست داشته باشیم و آن را اجرا کنیم.
هم چنان رسانه ها که رکن اساسی هر جامعه است و در هر شرایط و در هر جامعه در تحت هر نوع حاکمیت وجود میداشته باشد باشدکوشش کنند که ازطریق آگاهی بخشیدن، مردم را تشویق به صلح و دست کشیدن از جنگ و ستیز کنند و نشانه بیگرند چالش های سر راه صلح را، و هشداردهند به مقام ها و نهاد های مسوول و دست اندرکاران امور از خطر ها و تهدید هایکه صلح را تهدید می کنند و افشای کنند جریان های تخریب کننده صلح را و در راه ترویج فرهنگ صلح کوشش کنند چون صلح بیشتر ازینکه یک مسئله سیاسی باشد یک مسئله فرهنگی است. هم چنان رسانه ها از مسایل سخن میزنند که زیر بنای صلح را میسازد.بنا برین باید دوشا دوش دیگر افراد این کشور در راه ترویج صلح کوشش کنند.
در اخیر" در رويای روزی هستم که ديگر نگران امنيت فامیل وهم وطن خود نباشم"